photo by abbas banaei
. .1..2..3..4..5..6..7..8..9..10..11..12..13

 نه اكسپرسيون، براى كلارينت و كلارينت باس در سى بمل

 اپوس شماره يك(ش1341/1962م)

 اين اثر شامل نُه قطعه است و در يك مجموعه آموزشى انتشار يافته است و در واقع مى‏توان آن را جزو آثار تعليم و تربيتى مشايخى محسوب كرد.

 اكسپرسيون‏هاى كلارينت و باس كلارينت، اولين آثار مشايخى نيستند، او پيش از اين اكسپرسيون ها، قطعاتى براى پيانو، تريوى زهى و پيانو و دو "موومان" براى اركستر مجلسى تصنيف كرده بود ولى از آنجايى كه اين قطعات مورد توجه استاد او هانس يلى‏نك قرار گرفتند و از جانب وى براى انتشار برگزيده شدند، اين قطعه را تحت عنوان اپوس شماره يك خود، معرفى كرد.

 از آثار پيانوى او قبل از اپوس شماره يك، مى‏توان از قطعه‏اى ياد كرد كه بعد از حدود سى سال، تبديل به الهامى براى قسمت سوم قطعه "نامه‏ها" شد.

  كنسرتو، براى اركستر

 اپوس شماره دو-الف (ش1341/1962م)

 اين اثر، كنسرتويى است براى اركستر در سه قسمت و از اين نظر حائز اهميت است كه در بخش ميانى آن، نشانه هايى از سبك تمركز گسترده، آشكار مى‏شود.

 مشايخى هنگام تصنيف اولين آثارش، توجه زيادى به مكتب اكسپرسيونيسم آلمان داشته است. در قسمت دوم كنسرتو، مايل بوده "ايجاز" موسيقى آنتون وبرن را در شيوه سمفونيك تجربه كند. به اين ترتيب اولين نشانه‏هاى تعلق خاطر به تمركز در بيان را در اين موومان مى‏يابيم.

  تريو (زهى)

 اپوس شماره دو- ب (م1341/1962ش) قطعه‏ايى است از نظر مصالح ساختمانى، وفادار به موسيقى دوازده تنى كه از نظر سبك، تحت تأثير گرايش‏هاى اكسپرسيونيستى است. اين قطعه در سه موومان نوشته شده است و مى‏توان آن را توسط ويولون، آلتو و ويلنسل و يا دو ويولون و ويلنسل اجرا كرد.

  اتونوم شماره يك

 براى اركستر

 اپوس شماره سه (ش1343/1964م)

 در اين سالها مشايخى، شايد از طريق موسيقى "وبرن" و تا حدودى نيز تحت تأثير نوشته‏هاى زدل ماير، عميقاً به "اتونومى" در موسيقى معتقد بود.

 اتونومى در اينجا اشاره‏اى به "به خود متكى بودن" است.

 اين مجموعه، آغازى است در زمينه تمركز گسترده كه به همين دليل نيز، آهنگساز نام آنرا اتونوم شماره يك گذاشته است. اثر داراى فرمولهايى، نزديك به فرمول‏هاى رياضى است.

  اتونوم شماره دو

 براى اركستر

 اپوس شماره چهار (ش1343/1964م)

 در حالى كه در اتونوم شماره يك، در هر پيكره موسيقيايى يك انتقال از سرى دوازده تنى به كار گرفته شده است، در اتونوم شماره دو، از طرفى در پيكره‏هاى موسيقايى، انتقال‏هاى بيشترى از سرى‏هاى دوازده تنى مورد استفاده قرار گرفته است و از طرف ديگر، آهنگساز آگاهانه كوشيده، خود را از يك وابستگى "دگماتيك" به منطق دوازده تنى، دور سازد.

 اين قطعه در عين بيان متمركز، زمان طولانى‏ترى را براى اجرا اشغال مى‏كند. (اتونوم يك، درخدمت ايجاز در بيان، در كمتر از سه دقيقه به انجام مى‏رسد).