|
آبستراكسيون شماره يك
الكترونيك
اپوس شماره بيست و پنج (ش1349-50/1970-71م)
آبستراكسيون شماره يك، با توجه به اينكه براساس
پيكرههاى جدا از هم ساخته شده، يادآور سرى اتونومها است. تفاوت
اساسى اين اثر با آن سرى آثار در اين است كه پيكرههاى صدا، از
طريق پيكرههاى سكوت، از يكديگر جدا مىشوند. منظور از پيكره،
بدنه كم و بيش مستقلى است كه همانند حلقههاى زنجير به قبل و بعد
خود اتصال مىيابد، طبيعتاً براى قطعاتى كه در آنها پيكره مستقل
وجود دارد، عواملى مىتوانند آنها را، نسبت به هم خويشاوند
سازند.
اتونوم شماره چهار
اپوس شماره بيست و شش (ش1349/1970م)
اين اثر كه در سال 1970 در ايران به صورت صفحه
عرضه شده، مىتواند توسط يك يا چند نوازنده فلوت با همراهى يك يا
چند نوازنده سازهاى كوبهاى، به اجرا درآيد. در اين جا نيز
پيكرههاى نسبتاً مستقلى، اجزاى قطعه را تشكيل مىدهند و
نوازندگان قادرند به اختيار خود ترتيب اجزا را مشخص نمايند و يا
در لحظه اجرا، به صورت عكس العمل، پيكرهاى را در مقابل پيكرهاى
ديگر به اجرا درآورند.
پانپتيكوم هفتاد
اپوس شماره بيست و هفت (ش1349/1970م)
اين اثر، قطعهاى الكترونيك است كه به صورت
بالت، به اجرا درآمده. عنوان ديگر قطعه، "سرودى براى زندگى و مرگ
ماهىهاى دلتاى مكونگ - دلتاى معروف ويتنام-" است و مشايخى، قطعه
را تا حدى متأثر از ياس فلسفى حاصل از جنگ ويتنام ساخته است. از
آنجا كه او از نظر اخلاقى به شدت از انسانهايى كه همنوعان خويش
را بدون كوچكترين شناختى به قتل مىرسانند، سرخورده بوده است،
قطعه را به ماهيان دلتاى مكونگ تقديم كرده كه قربانى فجايعى به
شمار مىروند، كه انسانها در محيط زيست خلق كردهاند.
موسيقى براى ويلنسل
اپوس شماره بيست و هشت، شماره يك (ش1350/1971م)
از مجموعه مقدمه (ر.ك.به توضيحات پايانى
درباره "مقدمه")
سكوت شماره دو (ب)
اپوس شماره بيست و هشت، شماره دو (ش1350/1971م)
قطعه ايى است با رعايت فلسفه مشايخى در برخورد
با سكوت، براى ويلنسل سولو و از آنجايى كه اجراى آن نوعى "اتود"
در موزيكاليته است، مشايخى آن را به عنوان ضميمه "موسيقى براى
ويلنسل" قرار داده است.
گسترش شماره سه
اپوس شماره بيست و نه (ش1350/1971م)
اثرى الكترونيكى كه در انستيتو زنولوگى اوترخت
هلند ساخته شده و همانطور كه از نام قطعه پيداست، سومين اثر از
سرى "گسترشها" به شمار مىرود. فرم اصلى قطعه نيز فرم گسترش
است.
ابستراكسيون شماره دو
اپوس شماره سى (ش1350/1971م)
دومين قطعه از سرى قطعات
آبستراكسيون.
در اين جا، سكوت ميان بلندگوهاى مختلف تقسيم
شده است و در واقع بين آنها "گم" مىشود و پيكرههاى صدا، هر نوع
خويشاوندى را با زيربناى فرمشناسى گذشته از دست مىدهند.
جستجوى انتزاع در هنر، قطعات اين سرى را به
عنوان فلسفه فكرى قطعه، در برگرفته و از اين نظر بايد گفت مضاف
برآنكه به طور كلى آهنگساز در قسمت وسيعى از آثارش به انتزاع
مىانديشد از اين نقطه نظر خاص مشابهتى ما بين سرى قطعات
آبستراكسيون و اتونوم و سريلها به وجود مىآورد.
|