|
كوارتت زهى شماره دو
اپوس شماره سى و هشت (ش1352/1973م)
كوارتت زهى شماره دو، از مجموعه آثارى است كه
ارتباطى بين دوران اول و دوم آهنگسازى مشايخى ايجاد مىكند. در
اين قطعه نيز آهنگساز برخورد افقى با تُنها را در جستجوى روابط
گروهى، كنار مىگذارد. اين اثر، دومين قطعه از سه كوارتت زهى است
كه مشايخى نگاشته است.
گسترش شماره پنج
نيما
اپوس شماره سى و نه (ش1352/1973م)
قطعهاى در تجليل از "نيما" و به نام او.
مشايخى با نوشتن گسترش شماره يك طرحى راآغاز
نمود كه نَفْس "گسترش" موضوع اصلى آن به شمار مىرفت. در اينجا،
وجود تمى براى گسترش نياز نبود بلكه، هر لحظه موسيقيايى، منبعى
براى بسط و گسترش به شمار مىرفت. اين وضعيت در حقيقت كوششى از
جانب آهنگساز براى ايجاد روندهاى جانشين در مقابل موسيقى
"تماتيك" است كه ما را از روى آوردن به موسيقى "پونكتوئل" كه در
آن هر لحظه موسيقيايى تبديل به يك واحد براى عرضه ابعاد مختلف
موسيقى مىشود، بىنياز مىكند (اين بحث را مىتوانيد در كتاب
آهنگسازى مشايخى بخش مربوط به نظمهاى از پيش ساخته، پىگيرى
كنيد.(
گسترشها مجموعاً پنج قطعه را تشكيل مىدهند كه
اولين آنها براى كلارينت و پيانو است و دومى و سومين آنها قطعات
الكترونيك، چهارمين اثر براى پيانو و پنجمين آنها براى اركستر،
تصنيف شده است.
در اينجا نيز همچون قطعه "پرماننت"، اتمسفرهاى
گروهى مورد توجه آهنگساز قرار مىگيرند و به اين ترتيب، او بيشتر
و بيشتر از "تمركز گسترده" فاصله مىگيرد و به طرف سبكى حركت
مىكند كه تحت عنوان "موسيقى نسبى" معرفى مىشود. تا جائيكه
مىدانيم، گسترش شماره پنج، نخستين قطعه مدرن است كه فرهاد مشكات
با اركستر سمفونيك تهران، اجرا نمود و باعث اولين برخود جدى
اعضاى اركستر سمفونيك، با اثرى "نو" شد. همچنانكه از نام قطعه
پيدا است قطعه، تجليلى است از نيما كه در مبارزه چهل ساله
آهنگساز براى تثبيت موسيقى نو در ايران، هميشه الهام بخش او بوده
است.
ادليبيتوم شماره يك
براى سازهاى زهى
اپوس شماره چهل (ش1352/1973م)
قطعهايى است در قطب مخالف موسيقى سريل كه تمام
آن از يك "تن"، (لا)، به وجود آمده كه با آزادى زياد، موضوع بداهه نوازى
قرار مىگيرد.
يك رهبر و ده نوازنده
اپوس شماره چهل و يك (ش1352/1973م)
در اين قطعه آهنگساز، رهبر و نوازندگان سولو را
در گفتگويى كه برمبناى (بداهه نوازى) شكل گرفته، قرار مىدهد.
انتخاب سازها براى تك نوازى به عهده رهبر خواهد بود.
نمادهاى شدت و ضعف براى تك نوازها در اين قطعه
به شيوه گرافيستى ترسيم شده و مىتواند نمونهاى براى اولين
برخوردهاى تكنوازان با شيوه و سبكى باشد كه بعدها از طرف مشايخى
"موسيقى روى بوم" نام مىگيرد. (ر.ك. به توضيحات پايانى، موسيقى
روى بوم).
المنتارس
اپوس شماره چهل و دو (ش1352/1973م)
اثرى براى اركستر زهى كه در آن برخورد گروهى با
ابعاد صدا (بسيار متفاوت با منطق پونكتوئل( مورد توجه بوده است.
در لحظات مختلف، رنگ و فضاى صوتى در اين قطعه تبديل به
مهمترين عنصر موسيقى شده است. اين اثر در فلوريدا، هنگاميكه
مشايخى مشغول مذاكره با گروه سازهاى بادى آمريكا براى نوشتن قطعه
جديدى برايشان بود، تصنيف شد كه بعدها آن قطعه تناقضات شماره يك
نام گرفت و نقطه عطفى شد براى ورود آهنگساز به مرحله دوم
سبكشناسىاش. به اين ترتيب قطعه "المنتارس" به عنوان مقدمهاى
براى خلق قطعه تناقضات قرار مىگيرد. قابل توضيح است كه واژه
Elementar به
معناى "اوليه و بنيادين" است. آهنگساز به نحوى در اين اثر تمايل
خود را به بررسى مصالح ساختمانى موسيقيايىاش به گونهاى ريشهاى
و در عين حال در سادهترين و شفافترين خطوط، نمايان مىسازد.
سكوت شماره سه
اپوس چهل و سه (ش1352/1973م)
سكوت شماره سه نيز از نظر نقش كلى سكوت، پيكره
سازى مستقل و نقش رنگ در مقابل سكوت، شبيه به سكوتهاى شماره يك و
دو است. به اين معنا كه سكوتى طولانى يا به قول آهنگساز ابدى،
زمينهاى براى ظهور تُنها مىشود، با اين تفاوت كه در سكوت
شماره سه آهنگساز برخورد گروهى سازها را دوباره مورد توجه قرار
مىدهد ولى، اين بار نگاه او متفاوت است. در اينجا پيكرهها در
نهايت ايجاز نگاشته شدهاند و تقسيم بندى سكوت هم بر اساس "نسبت
طلايى" از يك ثانيه تا 55 ثانيه است كه از نيمه قطعه از 55 ثانيه
مجدداً به سوى يك ثانيه حركت مىكند.
سونات شماره يك براى ويلنسل و پيانو
اپوس شماره چهل و چهار، شماره يك (ش1352/1973م)
به نوعى، قدمى به عقب و نگاهى مجدد به تمركز
گسترده است. اين قطعه در يك موومان نگاشته شده است.
سونات شماره دو براى ويلنسل سولو
اپوس چهل و چهار، شماره دو (ش1352/1973م)
در اينجا، مشايخى، نت نويسى سنتى را كنار
گذاشته و تلاش مىكند، نت نويسى را متأثر از اتفاقات موسيقيايى
ارائه دهد. اين قطعه در پيكرههاى مستقل تصنيف شده و نمونه خوبى
براى يك فرم "باز" است. آهنگساز توصيه مىكند كه ترتيب اجراى
پيكرهها هم به صورت "بداهه" انتخاب شود.
از شرق تا غرب
الكترونيك
اپوس شماره چهل و پنج (ش1352/1973م)
از شرق تا غرب، اولين تجربه مفصل در زمينه سبكى
است كه پس از سالها تجربه، در سال 2000، عنوان اصلى خود يعنى
Meta-x را يافت.
در موسيقى Meta-x،
هدف، رسيدن به چترى واحد است كه "تفاوتها" و "تناقضات" را به
عنوان اجزاى يك وحدت، پوشش دهد.
در حالى كه تكنيكهاى آهنگسازى مشايخى از
"تمركز گسترده" به "منطق نسبى" حركت مىكرد، به طور همزمان كوششى
همه جانبه نيز در آثارش جارى بود كه ريشه آن به دو عامل باز
مىگشت؛
1- توجه به موسيقى بين المللى در نوترين
جلوههاى خود.
2- علايق ايرانى.
عنوان اين اثر بيشتر يادآور نوشته معروف گوته
متفكر آلمانى تحت عنوان "ديوان شرقى غربى" است زيرا از نظر
فلسفى، مشايخى اعتقادى به اصطلاح شرق و غرب به مفهوم متداول
ندارد. در قطعه از شرق تا غرب، سازهاى ايرانى، با حفظ ربع پرده
در معرض تغيير و تبديل الكترونيك قرار مىگيرند و در نهايت در
طيفهايى از صدا كه ديگر رابطهاى با موسيقى ايران ندارد، مستحيل
مىشوند. جاى پاى اين اثر را در سير تفكر موسيقى و فلسفى مشايخى
تا امروز مىتوان پىگيرى كرد. از "شرق تا غرب" در حقيقت نوعى
"مانيفست " زودرس است. مشايخى در اين اثر افكار خود را آشكار
مىسازد، افكارى كه مطالعه آثار چهل سال گذشته او نشان مىدهد كه
قدم به قدم آنهارا تعقيب نموده است. (ر.ك. به سبكشناسى،
Meta-x)
|