photo by abbas banaei
  . .1..2..3..4..5..6..7..8..9..10..11..12..13

پوليفونى هشتاد و دو

 الكترونيك

 اپوس نود و يك (ش1361/1982م)

 اين قطعه با توجه به سالى كه در آن خلق شده، نامگذارى شده است و در روند تصنيف آن، از امكانات كامپيوترى و الكترونيكى در ساخت موسيقى چند صدايى (پوليفونى) بهره گرفته شده است.

 

 به طرف شرق

 الكترونيك

 اپوس نود و دو (ش1361/1982م)

 در اين اثر، آهنگساز با نوعى نگاه به گذشته آهنگسازى خويش و با نقل قولهايى از آن، به آفرينشى در اثر جديد، دست مى‏زند. اپوس 92، جزو آخرين آثار اين آهنگساز است كه طى همكارى‏اش با دانشگاه اوترخت هلند، ساخته شد.

 عنوان به طرف شرق، تلويحاً اشاره است به بازگشت به خود ضمن اينكه به شكل نمادين با برخوردهاى "اتماتيك" و "تنال" از طريق سفرى طولانى، به بداهه نوازى‏هاى ايرانى، منتهى مى‏شود. اين قطعه در عين حال اشاره‏ايى است به سفرها و زندگى مشايخى كه آهنگساز آن را براى تكميل، به نوعى ناتمام گذاشته و مصمم است كه آن را تا سال 2005 به پايان برساند.

  رندو

 براى فلوت و گيتار

 اپوس نود و سه (ش1362/1982م)

 اثر، در سبك "نسبى"، براى فلوت و گيتار است و سازها در آن بخشهاى نسبتاً وسيعى را مستقل از هم پيش مى‏برند. مشايخى در اين اثر مى‏كوشد نوازندگان را بيشتر شريك خلاقيت آهنگسازى كند كوششى كه در قطعاتى مانند مجموعه گرافيك براى پيانو به اوج مى‏رسد.

 

 داستانهايى براى كوئينتت سازهاى بادى

 اپوس نود و چهار (ش1362-63/1983-84م)

 واژه داستانها، در اينجا اشاره به سبكهاى گوناگونى است كه هر يك از قطعات "كوئينتت" عرضه مى‏كنند. چنانچه به نظر مى‏رسد، مجموعه‏اى است در بيان علائق آهنگساز به سبك‏هاى گوناگون. هرچند كه اين گفتارهاى متفاوت، در يك قطعه نمود يافته‏اند اما در اينجا آنها را به دنبال هم مى‏شنويم. نام هر يك از قطعات "راوى حكايتى ديگر است " كه از آنها ياد مى‏كنيم: امپرسيون، اكسپرسيون، الژى شرقى، حادثه ترومپت و...

 دلتا

 براى ابوا، اركستر زهى و سازهاى كوبه‏اى

 اپوس نود و پنج (ش1363-64/1984-85م)

 قطعه از نمونه آثار موسيقى نسبى مشايخى است. در اين اثر نحوه ورود تدريجى سازها در يك طيف صدا و خروج تدريجى آنها، مكرراً از نظر گرافيكى يادآور حرف "دلتا" است. ساخت اين اثر كه با اجراى تواناى هايدرن فلوگر و به رهبرى منوچهر صهبايى بر روى CD منتشر شده، مقدمه‏اى براى تصنيف سمفونى ششم مشايخى اپوس 125، به شمار مى‏رود كه از نظر تكنيكى بايد گفت كه از جمله مشكلترين قطعات ابوا است. مشاور فنى مشايخى در نوشتن "كدانس" قطعه رهبر اركستر برجسته معاصر منوچهر صهبايى است كه خود نوازنده تواناى ابوا است. (ر.ك. به اپوس 125)

 

 كنسرتو براى ويولون و اركستر

 اپوس نود و شش (ش1366-67/1987-88م)

 اين كنسرتو، جزو آثار شيوه "نسبى " و در زمان اوج اين دوران خلق شده است. در سه موومان تصنيف شده و داراى كدانسى بس دشوار است. اين اثر با نوازندگى بسيار درخشان مازيار ظهيرالدينى به رهبرى ادوميچيچ به اجرا درآمد. مشايخى در اين اثر برداشت‏هاى انتزاعى خود را از "سونات" (موومان اول) "آداجيو" (موومان دوم) و "رندو" (موومان سوم) كاملاً نمايان ساخته است. اجراى فوق در مجموعه آثار مشايخى در حال انتشار بر روى CD است.

  پانپتيكوم هشتاد و هشت

 براى اركستر

 اپوس نود و هفت (ش1367/1988م)

 مشايخى، سه قطعه در ارتباط با جنگ نوشته است. هر سه قطعه پانپتيكوم نام دارند. قطعه اول، در ارتباط با جنگ ويتنام، دومين قطعه مرتبط با جنگ ايران و عراق و اين قطعه در ارتباط با جنگ خليج است. اثر براى اركستر بزرگ است و جنبه توصيفى ندارد و عنوان آن، تنها يادآور و نمايان كننده يأس آهنگساز به عنوان شاهدى بر فجايع جنگ است.

  "پوشيده"

 براى اركستر

 اپوس نود و هشت (ش1367/1988م)

 اثرى كوتاه، براى اركسترى بزرگ و يكى از آخرين قطعاتى كه مشايخى در آن به "تمركز گسترده" مى‏انديشد ضمن اينكه شيوه به كارگيرى مصالح ساختمانى، برگرفته از تكنيك‏هاى موسيقى "نسبى" است. كه مهمترين اين تكنيكها تعيين الويت در لايه‏هايى است كه مى‏بايست شنيده شوند.

 (ر.ك. به سبك‏شناسى، موسيقى نسبى و تمركز گسترده.)

 

 كنسرتو براى كلارينت و اركستر

 اپوس نود و نه (ش1367-8/1988-9م)

 قطعه مدت كمى پس از كنسرتوى ويولون نگاشته شده و از بسيارى جهات قرينه‏ايى نسبت به آن به شمار مى‏رود. در اينجا با اثرى مواجه‏ايم كه شكوفايى نتاسيون اركستر و موسيقى نسبى در آن قابل توجه است. اين اثر آخرين قطعه طولانى و مفصل آهنگساز است كه ضمن اقامت طولانى او در آمريكا نوشته شده است. كنسرتو شامل سه قسمت است و به نوعى كاملاً آزاد، يادآور كنسرتوهاى كلاسيك و رمانيتك (از نقطه نظر فرم) است.


 اتريوم

 براى دو پيانو

 اپوس صد (ش1370/1991م)

 هنگامى مشايخى به اتريوم، اينترلود (اپوس 101/100) و سمفونى چهارم (اپوس 103) مى‏انديشيد كه در حال ترك آمريكا براى عزيمت به ايران بود. او "اتريوم" و "اينترلود" را كه قرار بود توسط همكار قديمى‏اش (پرى بركشلى) اجرا شود، در اروپا و سمفونى چهارم را كه در آمريكا شروع كرده بود، در تهران، به پايان رسانيد .اتريوم از نقطه نظر نتاسيون، يادآور "ما باغهاى نيشابور را هرگز نخواهيم ديد" است. نام اين قطعه اشاره‏اى است به حوضخانه‏هاى قديم يونان كه در گفتارهاى افلاطون به آنها برمى‏خوريم، گويى آهنگساز در شبحى از آن گذشته دور، به زندگى خود مى‏نگرد كه در حال عبور از اپوس صد است.

 

 اينترلود

 براى پيانو و اركستر

 اپوس صد و يك (ش1371/1992م)

 گفتنى است نام اين قطعه را فرهاد مشكات در آخرين ملاقات خود در نيويورك با مشايخى به او پيشنهاد كرده و اثر به پرى بركشلى‏تقديم شده است ضمن اينكه توسط او با همراهى اركستر مجلسى بوداپست، به رهبرى منوچهر صهبايى  اجرا و بر روى CD، منتشر شده است. اينترلود، از نظر تكنيكى، با روش مكالمه پيانو و اركستر تصنيف شده است. شايان ذكر است كه در لحظاتى نقش تيمپانى پر رنگ مى‏شود. قطعه، با خشونتى كه در رنگ‏آميزى زهى آثار مشايخى كمتر ديده شده، آغاز مى‏شود، در فضاى آرامتر ادامه پيدا مى‏كند و در هيجانى فاقد خشونت به پايان مى‏رسد.

 

 موسيقى براى ترومبون

 اپوس صد و دو (ش1371/1992م)

 اتودهايى براى ساز ترومبون (ر.ك. به توضيحات پايانى درباره »مقدمه«)

 

 سمفونى شماره چهار

 اپوس صد و سه (ش1371/1992م)

 مشايخى خود در مورد اين اثر چنين مى‏گويد: "در هفته‏هاى آخر اقامتم در آمريكا در حومه ديترويت - صحنه بسيار كوتاهى ديدم از طبالى سرخپوستان، آن روزها، پيش از ظهر، با كاغذ نت از يك پياده روى طولانى به كافه‏اى مى‏رفتم و در آن ضمن نوشيدن قهوه بعضى از يادداشت‏هاى خود را مرتب مى‏كردم. در آن روز، ضمن پياده روى طولانى، با الهام از آنچه شنيده بودم، در ذهنم، زمزمه مى‏كردم و هنگامى كه به كافه رسيدم، تمايل يافتم، مطالبى را كه در ذهنم بود روى كاغذ منتقل سازم. قهوه‏ام را خوردم و نوشتن را آغاز كردم، هنگام ظهر بود، غذا را صرف كردم و به نوشتن ادامه دادم و قبل از شام بود كه حس كردم، كداى قسمت اول يك سمفونى به پايان رسيده. از فرداى آن روز، نوشتن سمفونى چهار را آغاز كردم كه چند ماه بعد در تهران به پايان رسيد. ناگفته نماند آنچه كه من از سرخپوستان شنيده بودم در بزرگداشت "صلح"، "اميد" و "فرداى بهتر" بود."

 سمفونى چهار، به طور قطع مهمترين، مفصلترين، جامع‏ترين و در عين حال نقطه اوج سبك "نسبى" مشايخى است. از نظر فرم‏شناسى نيز علاقه مشايخى به بحثِ شالوده شكنى و سمفونى، در اين قطعه به نقطعه اوج مى‏رسد.

 

 افليا شماره يك

 براى اركستر

 اپوس صد و چهار (ش1371/1992م)............................click to download

 سازهاى ايرانى به عنوان يكى از جنبه‏هاى بسيار مهم موسيقى ايرانى، طبيعى است كه به طور اساسى مورد توجه مشايخى قرار گيرد. اين قطعه از اولين آثارى است كه مشايخى براى اركستر موسيقى نو تصنيف كرده است. سازهاى ايرانى در آثار مشايخى، موضوع بحث و تحقيق و پروژه‏هاى وسيع آهنگسازى بوده است. در قطعه افليا شماره 1 اين سازها در خدمت فضاى بكر صوتى به كار گرفته شده‏اند. افليا شماره 1 از نظر "بداهه نوازى هدايت شده" نمونه بى نظيرى براى ايجاز در علائم هدايت كننده نوازندگان به شمار مى‏رود و با بهره‏گيرى از نتاسيون مشايخى، پارتيتور بسيار كوتاه ما را در حدود ده دقيقه به فضاى صوتى بسيار غنى رهنمون مى‏شود. افليا، يكى از اولين آثارى است كه مشايخى براى سازهاى ايرانى نگاشته و وجه تسميه آن نام نخست خانم "افليا كمباجيان" استاد پيانو عليرضا مشايخى بوده است.

 سونات براى ويلنسل، سازهاى زهى و سازهاى كوبه‏اى

 اپوس صد و پنج (ش1372/1993م)

 مشايخى سوناتها و سمفونى‏هاى متعددى دارد كه در آنها از زواياى مختلفى به "نوكردن"  فرم‏ها نگريسته. قطعه حاضر، كه از نظر سبك كلّى تابع گرايشات موسيقى "نسبى" است براى اركستر زهى، - غير ايرانى - تصنيف شده و در يك قسمت است. (ر.ك. به سبك‏شناسى و ايده‏هاى فلسفه هنر، موسيقى نسبى، شالوده شكنى و فرم)

 

 داستانهاى كوتاه

 براى پيانو (اولين قطعه از "پنجگانه" براى پيانو)

 اپوس صد و شش شماره يك (ش1372/1993م)....................click to download

 مطالعات مشايخى در زمينه موسيقى ايرانى، بسيار دير، يعنى در حدود اپوس 106، به قطعاتى براى سازهايى كه كوك تعديل شده دارند منجر شد زيرا در مورد موسيقى ملهم از موسيقى ايران و با استفاده از فواصل تعديل شده، احتياج به آكوردشناسى خاصى بود كه آهنگساز، سالها، در جستجو و تجربه آن بود و با بازگشت از آمريكا، امكان عملى آخرين مراحل تحقيقى اش، فراهم شد. قطعه داستانهاى كوتاه در آغازِ سفر پر ماجراى مشايخى در زمينه چند صدايى ملهم از موسيقى ايران قرار دارد و همانطور كه در مصاحبه‏هاى گوناگون عنوان كرده است، "همه چيز با يك ترانه ساده كردى شروع شد".

 مشايخى در جستجوى امكانات آكوردشناسى ايرانى، به تدوين اصولى اقدام كرد كه به فضاى فراترى از موسيقى ايرانى، منتهى مى‏شود.

 او مطالعات خود را بر اين اساس بنيان نهاد كه محاسبه چند صدايى، به جاى اينكه طبق شيوه مرسوم در غرب، ملهم از باس باشد، نسبت به خود ملودى اندازه‏گيرى شود. او در آغاز كار، نظر خود را تحت عنوان، چند صدايى ملهم از ملودى اصلى، نام گذارى كرد و سپس، بهتر ديد كه به اين موضوع اكتفا نكند و عنوان بحث خود را اين چنين تغيير دهد:

 "چند صدايى با الهام از بخش اصلى"

 اين شيوه برخورد، ما را به مرز "اتناليته" هدايت مى‏كند. مشايخى اصول تفكر خود را در زمينه "چند صدائى ملهم از بخش اصلى" در كتاب "آهنگ سازى" تشريح كرده است.

 "داستانهاى كوتاه " در چهار قسمت تصنيف شده؛

 قسمت اول، براساس يك ترانه ساده كردى است، قسمت دوم از آواز شاه توت فروشان جنوب شهر تهران اقتباس شده، قسمت سوم تلفيقى است از حالتهاى آوازى و موسيقى بومى و قسمت چهارم برگرفته از فولكور است. اين اپوس جزو آثار پنجگانه مصنف قرار مى‏گيرد و با اجراى خانم فريماه قوام صدرى بر روى  CDمنتشر شده است. (ر.ك. به توضيحات پايانى، چند صدايى ملهم از بخش اصلى)