photo by abbas banaei
  . .1..2..3..4..5..6..7..8..9..10..11..12..13

سونات شماره دو براى ويلنسل و پيانو

 اپوس صد و شانزده (ش1374/1995م)

 اين سونات، در سه قسمت تصنيف شده و در حوزه سبك‏شناسى موسيقى "نسبى" قرار مى‏گيرد، در عين اينكه با بخشهاى تند، آهسته، تند يادآور سونات كلاسيك نيز هست. هر دو ساز در طول قطعه، مكرراً در محدوده‏هاى پيش بينى شده و در خدمت الويتهاى لايه‏هاى صوتى، به بداهه نوازى مى‏پردازند (ر.ك. به سبك‏شناسى، موسيقى نسبى)

 

 اتود براى پيانو

 شماره‏هاى 1 و 2 و 3

 اپوس صد و هفده (ش1374/1995م)

 براى يك دست نگاشته شده و با شماره‏هاى 1و 2و 3 مجزا مى‏شوند. اتودهاى 1 و 2، براى دست راست و اتود شماره 3 براى دست چپ است. اتود شماره 3 به نوعى نوشته شده كه با كمى تغييرات بتوان آنرا همزمان با اتود شماره 1 (براى دست راست( در دست چپ اجرا كرد. مشايخى اتود 1 و 2 را هنگامى نوشت كه مطلع شد به دست چپ پيانيست برجسته فريبا ميهن‏دار صدمه خورده است. اولين اجراى اتودهاى 1 و 2 توسط فريبا ميهن‏دار انجام شد.

 اپوس صد و هفده از جهاتى شبيه به سرى واريانت‏ها، مرواريدها و لحظه‏ها است و نسبت به ساير آثار مشايخى، وضعيتى استثنايى دارد. (ر.ك. به توضيحات پايانى در خصوص واريانت‏ها)

 

 مرواريدها

 براى پيانو (شماره‏هاى 1 و 2 و 3)

 اپوس صد و هجده (ش1374/1995م).............................................click to download

 اين اثر همانند اتودهاى اپوس صد و هفده و واريانت‏هاى يك و دو، موقعيت خاصى در آثار مشايخى دارد.

 از نظر آكوردشناسى، تمام اين قطعات را مى‏توان صريحاً به آكوردشناسى ملهم از بخش اصلى وابسته دانست و البته گفتنى است كه در هر چهار قطعه، به نحوى غير صريح و پوشيده گرايش‏هاى تناليته را حس مى‏كنيم.

 

 لحظه‏ها

 براى پيانو

 اپوس صد و نوزده (ش1374/1995م)

 اين مجموعه، شامل قطعاتى است كه مشايخى آنها را به عنوان يك مقدمه تكنيكى و براى آماده كردن پيانيست با هدف اجراى قطعات پنج گانه تصنيف نموده است. اين آثار چه از نظر حالت، چه از نظر آكوردشناسى، بسيار متنوع هستند. در اينجا نيز مانند اپوسهاى هفده و هجده، واريانت شماره يك اپوس 139 و واريانت شماره دو اپوس 151 گفتگويى فنى بين "تناليته" و "آكوردشناسى" ملهم از بخش اصلى انجام مى‏گيرد.

 

 اورنامنت

 براى ابوا، كلارينت، هورن، سازهاى كوبه‏اى و پيانو

 اپوس صد و بيست (ش1374/1995م)

 در اورنامنت، "رنگ"، " تغيير رنگها" و "رنگ‏آميزى"، وسيله اصلى بيان قطعه موسيقى است در اينجا برخورد با بخشهاى مختلف به عنوان بخش مستقل، شبيه به بسيارى از آثار مشايخى كه براى سازهاى ايرانى نوشته شده است، به حداقل مى‏رسد و جايگاه خود را به تأثيرات متقابل لايه‏هاى "رنگ" مى‏دهد.

 

 پروانه كوههاى زاگرس

 براى پيانو

 اپوس صد و بيست و يك (ش1375/1996م)

 اين قطعه كه از سرى قطعات ضمائم پنج گانه محسوب مى‏شود بايد از نقطه نظرى خاص، عميقاً مورد توجه قرار گيرد. مشايخى در اين اثر "تمى" بسيار كوتاه (در حقيقت عبارتى شامل دوازده نت) را كه به جنوب ايران و احتمالاً به منطقه قشقايى نسبت مى‏دهند، منبع يك بسط وسيع موسيقيايى قرار مى‏دهد. اثر در حقيقت سندى است در زمينه "گسترش تماتيك" با الهام از موسيقى ايرانى در محدوده گام تعديل شده. شيوه بسط در اين قطعه نبايد براساس "تم و وارياسيون" ارزيابى شود. بلكه مى‏توان آنرا در رابطه با فرم بداهه تحليل كرد. مشايخى در بسيارى از آثار مجموعه‏هاى پنج گانه، با الهام از بداهه نوازى ايرانى، گرايش به نوع خاصى از بسط دارد كه آن را بداهه مى‏نامند. در طول قطعه، "تم" يا "تم‏ها" به مشتقات جديدى از خود منتهى مى‏شوند كه به نوبه خود در، بسطهاى جديدى قرار مى‏گيرند. اين شيوه برخورد، قطعه را از آنچه كه در موسيقى اروپايى به عنوان تم و "وارياسيون" مى‏شناسيم متمايز مى‏كند. (ر.ك. به توضيحات پايانى، بداهه)

 

 كنسرتو براى پيانو و سازهاى ايرانى

 اپوس صد و بيست و دو (ش1375/1996م)

 پس از نخستين كنسرتى كه مشايخى، با تكنوازى "فريبا ميهن‏دار" در سال 75 اجرا نمود موضوع اصلى قطعه كوتاهى كه براى پيانو و سازهاى ايرانى به اجرا درآمده بود، اساس قطعه مفصل‏ترى قرار گرفت كه مشايخى آن را "كنسرتوى پيانو و سازهاى سنتى" ناميد. اين تجربه گسترده‏ترى بود كه مشايخى در زمينه موسيقى "رنگ" در برخورد با سازهاى ايرانى به انجام رسانيد. اين اثر تا هنگام به تحرير در آمدن  اين سطور به اجرا در نيامده اما در عمل، راهگشاى قطعات ديگرى براى پيانو و اركستر بوده است. (ر.ك. به توضيحات پايانى، اركستر موسيقى نو)

 

 سونات شماره يك براى پيانو

 اپوس صد و بيست و سه (ش1375/1996م)

 سونات پيانو، هنگامى تصنيف شد كه مشايخى، در شيوه‏هاى گوناگون، به وفور براى ساز مورد علاقه‏اش موسيقى نگاشته بود.

 بنابراين از نقطه نظر فنى، تجربه وسيعى از موسيقى پيانو، اعم از آثار سولو، آثار پيانو به همراهى اركستر و... پشتوانه اين قطعه به شمار مى‏رود. نقشى كه قطعه گسترش شماره 4 در دوران موسيقى "متمركز" دارد، سونات پيانو در مرحله موسيقى "نسبى" ايفا مى‏كند. در اينجا به صورت نمادين فرم‏هاى كلاسيك را به ياد مى‏آوريم. قسمت اول يادآور فرم سونات است و قسمت سوم يادآور فرم رندو. اما، در اينجا بيشتر از آنكه با جنبه تطبيقى اصول كلاسيك روبرو باشيم بايد الويتها و فرعيات نسبى را بجوئيم. به عنوان مثال، برخورد تحرك و سكون (ملهم از فرم سونات( در قسمت اول، الويت را تشكيل مى‏دهد و يا تحرك و بداهه، عهده دار تقابل "تم" و "اپيزود" يادآور "روندو" در قسمت سوم مى‏شود.

 در موومان ميانى (موومان دوم) فاصله سوم، يكى از طبيعى‏ترين فواصل حامل پيام انسانى، الويت قطعه به شمار مى‏رود. اين قطعه اثرى دشوار از نقطه نظر تكنيكى است.

 

 خاطره

 براى پيانو

 اپوس صد و بيست و چهار (ش1375/1996م)

 قطعه خاطره براى پيانو از ضمائم "قطعات پنج گانه براى پيانو" به شمار مى‏رود، مشايخى به برخورد آكوردشناسى خود و مرحله عبور هارمونى به آتناليته، توجه خاصى نموده است. از جمله آكوردهاى مترادف با آكوردهاى نهم كه گاهى با حذف سوم و گاهى با حذف پنجم به نوع خاصى در اين قطعه ظاهر مى‏شود. در اين نوع خاص، او در وهله اول، نت پايه و نهم را به صورت معكوس معرفى مى‏كند و با تأخيرى بسيار كوتاه بقيه نتها را به آكورد ملحق مى‏سازد. او، اين برخورد را در شهرزاد نيز به كار گرفته است.

 (ر.ك. به توضيحات پايانى، "قطعات پنج گانه براى پيانو")

 

 سمفونى  شماره شش(كنسرتانت براى ابوا، سازهاى زهى و كوبى)

 اپوس صد و بيست و پنج (ش1375/1996م)........................click to download

 مشايخى به سنت سمفونيك در موسيقى بسيار علاقه‏مند است و معتقد است، فقط با تطبيق دادن اين سنت با زمان مى‏توان شكل سمفونيك و درنتيجه آثار با ارزش گذشتگان را حفظ كرد. بنابراين سمفونى‏هاى او از طرفى بزرگداشت سنت و از طرفى نمونه نوآورى است. سمفونى ششم يك سمفونى كنسرتانت براى ابوا، سازهاى كوبى و اركستر زهى است. قسمت‏هاى اول و آخر تحت تأثير فرم سونات نوشته شده و قسمت دوم در حقيقت يك كادانس طولانى است كه در آن نوازنده به نكات مشكل و ظريف تكنيكى فائق مى‏آيد.

 منوچهر صهبايى كه خود يك نوازنده برجسته ابوا است مشاور و راهنماى مشايخى در تصنيف كادانس بوده است. در قسمت سوم، ارائه انتزاعى ريتم‏هاى ايرانى، الهام بخش موسيقى ابواست كه توسط اركستر همراهى مى‏شود. سمفونى ششم مشايخى در كنار سمفونى چهارم، نقطه اوج سبكى است كه او با سرى تناقضات آغاز كرده و آن را موسيقى (نسبى( مى‏نامد. در اين سبك، نسبت و تأثير متقابل پديده‏هاى صوتى و تفكرات موسيقى، موضوع اصلى آفرينش قطعه است. پيشنهاد تصنيف اين سمفونى از طرف منوچهر صهبايى بوده و سمفونى به او تقديم شده است.

 (ر.ك.به توضيحات پايانى، سمفونى‏ها)

 و در اين بداهه

 اپوس صد و بيست و شش شماره يك و دو (ش1376/1997م)

 قطعه "و در اين بداهه" از جمله اولين قطعاتى است كه مشايخى براى اركسترهاى مركب از سازهاى ايرانى و غير ايرانى تصنيف كرده است و اولين بار براى ويولون و اركستر نوشته شده (اپوس 126 شماره 1( تنظيم دوم اين قطعه براى ويلنسل و اركستر است. در اين اثر همانند چند اثر ديگر، مشايخى يك ساز غربى را به شكل تكنواز در برابر اركستر مركب از سازهاى ايرانى قرار مى‏دهد. در قطعه، موقعيت نتهاى اركستر، به طور تقريبى پيش بينى شده است،ضمن اينكه نوازندگان آزادى عمل زيادى در انتخاب و گزينش نتهاى دلخواه دارند (ر.ك. به توضيحات پايانى، اركستر موسيقى نو)

 

 سونات شماره يك براى پيانو

 اپوس صد و بيست و هفت شماره‏هاى يك و دو (ش1376/1997م)

 سونات براى پيانو و اركستر چه از نقطه نظر اجرايى و چه از نظر ارتباط با شنونده، قطعه‏اى نسبتاً راحت است. تقسيمات سه تايى، قسمت اعظم پرداخت‏هاى مربوط به تم اول را در برگفته و تم دوم، از پيكره‏هايى تشكيل شد، كه در آنها بداهه نوازى نقش مهمى ايفا مى‏نمايد. تنظيم دوم اين اثر براى ويولون و اركستر است (ر.ك. به توضيحات پايانى در خصوص اركستر موسيقى نو)

 

 سونات براى ويولون يا ويلنسل، پيانو و اركستر سازهاى ايرانى

 اپوس صد و بيست و هشت شماره يك و دو (ش1376/1997م)

 اثر در دو تنظيم تصنيف شده كه عبارتند از سونات براى ويولون و پيانو و اركستر اپوس 128 شماره 1 و سونات براى ويلنسل، پيانو و اركستر اپوس 128 شماره 2. با مقايسه اپوس 126 و اپوس 127 اين اثر، از وسعت بيشتر، تكنيك مشكلتر و فضايى انتزاعى‏تر، برخوردار است و بى شك مى‏توان آن را يكى از مهمترين قطعاتى كه اركستر موسيقى نو اجرا كرده است قلمداد كرد. در اينجا نيز مانند اكثر قطعات مشايخى كه با عنوان سونات تصنيف شده‏اند، با برداشت كاملاً شخصى آهنگساز از اين فرم كلاسيك برخورد مى‏كنيم. برداشتى كه فقط در خطوط كلى، به خصوص موضوع گسترش "ايده‏هاى متضاد" از سونات كلاسيك الهام گرفته است. (ر.ك. به سبك‏شناسى، فرم و شالوده شكنى و اركستر موسيقى نو)

 

 يك كلاژ ايرانى براى سازهاى بادى، كوبى و زهى

 اپوس صد و بيست و نه (ش1376/1997م)

 در جستجو و تدوين طرز تفكر Meta-x، مشايخى در چند اثر، به تم‏ها و مصالحى گوناگون از سبك‏هاى مختلف و گاهى از فرهنگ‏هاى متفاوت، پرداخته است. يكى از آن قطعات، كلاژ ايرانى است كه در حقيقت ساختارى پيچيده‏تر از يك كلاژ است. در اينجا موسيقى آتنال در برخوردهايى با موسيقى ايرانى، زير يك چتر آورده شده. (ر.ك. به‏سبك‏شناسى، Meta-x)

 

 همراه شوپن

 براى پيانو

 اپوس صدو سى (ش1377/1998م)

 اثر، گفتگويى است بين آثار مشايخى و آهنگساز مورد علاقه‏اش، فردريك شوپن. قطعاتى از شوپن كه در اينجا به كار گرفته شده‏اند عبارتند از بالاد، دومينور و والس‏هاى لامينور و مى‏مينور و آثارى از مشايخى همچون سونات شماره يك پيانو و اتود شماره پانزده پيانو كه صريحاً استفاده شده‏اند ضمن اينكه مشايخى گاهى، موتيف‏هاى شوپن را، با استفاده از آكوردشناسى خود ارائه مى‏كند و گاهى رابط هايى كه براى اين اثر نوشته شده‏اند، در خدمت فضاى كلى قطعه قرار مى‏گيرند (ر.ك. به سبك‏شناسى، Meta-x)

 

 كلاژ

 براى ويلنسل، پيانو و سازهاى كوبى

 اپوس صدو سى و يك (ش1377/1998م)

 چنانكه از نام اين قطعه بر مى‏آيد، از تركيبات كلاژ مانند به وجود آمده است. مشايخى در اين قطعه به آثار ويلنسل و پيانو رجوع مى‏كند كه طبيعتاً به كمك رابطهاى جديدى در كنار هم قرار مى‏گيرند. چنين "نقل قول‏هايى" در مورد سازهاى كوبى به كار گرفته نشده‏اند.

 

 لُرى

 براى اركستر

 اپوس صد و سى و دو (ش1377/1998م)

 لرى از جمله ضمائم بحث آكوردشناسى مشايخى، تحت عنوان "آهنگسازى براساس بخش اصلى" است و از اين نقطه نظر مى‏توان آن را با سوئيت ايرانى براى سازهاى زهى(اپوس 137) و سمفونى پنجم (اپوس 112) مقايسه نمود.

 در اين قطعه يك ترانه محلى، موضوع اصلى و شكل قطعه تا حد زيادى يادآورد "رندو" است. "تم اصلى" نيز در مقدمه اركستر و در بسطهاى گوناگون با "تمپوهاى" متفاوت، معرفى مى‏شود. (ر.ك. به توضيحات پايانى در خصوص آكوردشناسى ملهم از بخش اصلى)

 

 جشن

 براى پيانو و گروه سازهاى كوبى ايرانى

 اپوس صد و سى و سه شماره يك و دو (ش1377/1998م)

 قطعه، يكى از مهمترين نمونه‏ها در پرداختن به Meta-x است و مشايخى آن را در دو تنظيم ساخته است كه عبارتند از:

 جشن براى پيانو و سازهاى كوبه‏اى ايرانى اپوس 133 شماره 1

 جشن براى پيانو و سازهاى كوبه‏اى غير ايرانى اپوس 133 شماره 2

 در قطعه جشن، شيوه‏هاى "آتنال براساس تم"، "آتنال بدون تم"، "موسيقى بومى ايران" و "الهامات آوازى"، در متنوع‏ترين جلوه‏ها، در مقابل و در كنار هم قرار داده شده‏اند. تنظيم اول اين قطعه در تهران توسط اركستر موسيقى نو وبا تكنوازى خانم فريماه قوام صدرى اجرا شده است و تنظيم دوم، توسط گروه كوبه‏اى كنسرواتوار نوور با تكنوازى خانم پرى بركشلى به اجرا درآمد. (ر.ك. به سبك‏شناسى، Meta-x)