|
سونات شماره دو براى ويلنسل و پيانو
اپوس صد و شانزده (ش1374/1995م)
اين سونات، در سه قسمت تصنيف شده و در حوزه
سبكشناسى موسيقى "نسبى" قرار مىگيرد، در عين اينكه با بخشهاى
تند، آهسته، تند يادآور سونات كلاسيك نيز هست. هر دو ساز در طول
قطعه، مكرراً در محدودههاى پيش بينى شده و در خدمت الويتهاى
لايههاى صوتى، به بداهه نوازى مىپردازند (ر.ك. به سبكشناسى،
موسيقى نسبى)
اتود براى پيانو
شمارههاى 1 و 2 و 3
اپوس صد و هفده (ش1374/1995م)
براى يك دست نگاشته شده و با شمارههاى 1و 2و 3
مجزا مىشوند. اتودهاى 1 و 2، براى دست راست و اتود شماره 3 براى
دست چپ است. اتود شماره 3 به نوعى نوشته شده كه با كمى تغييرات
بتوان آنرا همزمان با اتود شماره 1 (براى دست راست( در دست چپ
اجرا كرد. مشايخى اتود 1 و 2 را هنگامى نوشت كه مطلع شد به دست
چپ پيانيست برجسته فريبا ميهندار صدمه خورده است. اولين اجراى
اتودهاى 1 و 2 توسط فريبا ميهندار انجام شد.
اپوس صد و هفده از جهاتى شبيه به سرى
واريانتها، مرواريدها و لحظهها است و نسبت به ساير آثار
مشايخى، وضعيتى استثنايى دارد. (ر.ك. به توضيحات پايانى در خصوص
واريانتها)
مرواريدها
براى پيانو (شمارههاى 1 و 2 و 3)
اپوس صد و هجده
(ش1374/1995م).............................................![click to download]()
اين اثر همانند اتودهاى اپوس صد و هفده و
واريانتهاى يك و دو، موقعيت خاصى در آثار مشايخى
دارد.
از نظر آكوردشناسى، تمام اين قطعات را مىتوان
صريحاً به آكوردشناسى ملهم از بخش اصلى وابسته دانست و البته
گفتنى است كه در هر چهار قطعه، به نحوى غير صريح و پوشيده
گرايشهاى تناليته را حس مىكنيم.
لحظهها
براى پيانو
اپوس صد و نوزده (ش1374/1995م)
اين مجموعه، شامل قطعاتى است كه مشايخى آنها را
به عنوان يك مقدمه تكنيكى و براى آماده كردن پيانيست با هدف
اجراى قطعات پنج گانه تصنيف نموده است. اين آثار چه از نظر حالت،
چه از نظر آكوردشناسى، بسيار متنوع هستند. در اينجا نيز مانند
اپوسهاى هفده و هجده، واريانت شماره يك اپوس 139 و واريانت شماره
دو اپوس 151 گفتگويى فنى بين "تناليته" و "آكوردشناسى" ملهم از
بخش اصلى انجام مىگيرد.
اورنامنت
براى ابوا، كلارينت، هورن، سازهاى كوبهاى و
پيانو
اپوس صد و بيست (ش1374/1995م)
در اورنامنت، "رنگ"، " تغيير رنگها" و
"رنگآميزى"، وسيله اصلى بيان قطعه موسيقى است در اينجا برخورد
با بخشهاى مختلف به عنوان بخش مستقل، شبيه به بسيارى از آثار
مشايخى كه براى سازهاى ايرانى نوشته شده است، به حداقل مىرسد و
جايگاه خود را به تأثيرات متقابل لايههاى "رنگ" مىدهد.
پروانه كوههاى زاگرس
براى پيانو
اپوس صد و بيست و يك (ش1375/1996م)
اين قطعه كه از سرى قطعات ضمائم پنج گانه محسوب
مىشود بايد از نقطه نظرى خاص، عميقاً مورد توجه قرار گيرد.
مشايخى در اين اثر "تمى" بسيار كوتاه (در حقيقت عبارتى شامل
دوازده نت) را
كه به جنوب ايران و احتمالاً به منطقه قشقايى نسبت مىدهند، منبع
يك بسط وسيع موسيقيايى قرار مىدهد. اثر در حقيقت سندى است در
زمينه "گسترش تماتيك" با الهام از موسيقى ايرانى در محدوده گام
تعديل شده. شيوه بسط در اين قطعه نبايد براساس "تم و وارياسيون"
ارزيابى شود. بلكه مىتوان آنرا در رابطه با فرم بداهه تحليل
كرد. مشايخى در بسيارى از آثار مجموعههاى پنج گانه، با الهام از
بداهه نوازى ايرانى، گرايش به نوع خاصى از بسط دارد كه آن را
بداهه مىنامند. در طول قطعه، "تم" يا "تمها" به مشتقات جديدى
از خود منتهى مىشوند كه به نوبه خود در، بسطهاى جديدى قرار
مىگيرند. اين شيوه برخورد، قطعه را از آنچه كه در موسيقى
اروپايى به عنوان تم و "وارياسيون" مىشناسيم متمايز مىكند.
(ر.ك. به توضيحات پايانى، بداهه)
كنسرتو براى پيانو و سازهاى ايرانى
اپوس صد و بيست و دو (ش1375/1996م)
پس از نخستين كنسرتى كه مشايخى، با تكنوازى
"فريبا ميهندار" در سال 75 اجرا نمود موضوع اصلى قطعه كوتاهى كه
براى پيانو و سازهاى ايرانى به اجرا درآمده بود، اساس قطعه
مفصلترى قرار گرفت كه مشايخى آن را "كنسرتوى پيانو و سازهاى
سنتى" ناميد. اين تجربه گستردهترى بود كه مشايخى در زمينه
موسيقى "رنگ" در برخورد با سازهاى ايرانى به انجام رسانيد. اين
اثر تا هنگام به تحرير در آمدن اين سطور به اجرا در نيامده
اما در عمل، راهگشاى قطعات ديگرى براى پيانو و اركستر بوده است.
(ر.ك. به توضيحات پايانى، اركستر موسيقى نو)
سونات شماره يك براى پيانو
اپوس صد و بيست و سه (ش1375/1996م)
سونات پيانو، هنگامى تصنيف شد كه مشايخى، در
شيوههاى گوناگون، به وفور براى ساز مورد علاقهاش موسيقى نگاشته
بود.
بنابراين از نقطه نظر فنى، تجربه وسيعى از
موسيقى پيانو، اعم از آثار سولو، آثار پيانو به همراهى اركستر
و... پشتوانه اين قطعه به شمار مىرود. نقشى كه قطعه گسترش شماره
4 در دوران موسيقى "متمركز" دارد، سونات پيانو در مرحله موسيقى
"نسبى" ايفا مىكند. در اينجا به صورت نمادين فرمهاى كلاسيك را
به ياد مىآوريم. قسمت اول يادآور فرم سونات است و قسمت سوم
يادآور فرم رندو. اما، در اينجا بيشتر از آنكه با جنبه تطبيقى
اصول كلاسيك روبرو باشيم بايد الويتها و فرعيات نسبى را بجوئيم.
به عنوان مثال، برخورد تحرك و سكون (ملهم از فرم سونات( در قسمت
اول، الويت را تشكيل مىدهد و يا تحرك و بداهه، عهده دار تقابل
"تم" و "اپيزود" يادآور "روندو" در قسمت سوم مىشود.
در موومان ميانى (موومان دوم) فاصله سوم، يكى از
طبيعىترين فواصل حامل پيام انسانى، الويت قطعه به شمار مىرود.
اين قطعه اثرى دشوار از نقطه نظر تكنيكى است.
خاطره
براى پيانو
اپوس صد و بيست و چهار (ش1375/1996م)
قطعه خاطره براى پيانو از ضمائم "قطعات پنج
گانه براى پيانو" به شمار مىرود، مشايخى به برخورد آكوردشناسى
خود و مرحله عبور هارمونى به آتناليته، توجه خاصى نموده است. از
جمله آكوردهاى مترادف با آكوردهاى نهم كه گاهى با حذف سوم و گاهى
با حذف پنجم به نوع خاصى در اين قطعه ظاهر مىشود. در اين نوع
خاص، او در وهله اول، نت پايه و نهم را به صورت معكوس معرفى
مىكند و با تأخيرى بسيار كوتاه بقيه نتها را به آكورد ملحق
مىسازد. او، اين برخورد را در شهرزاد نيز به كار گرفته
است.
(ر.ك. به توضيحات پايانى، "قطعات پنج گانه براى
پيانو")
سمفونى شماره شش(كنسرتانت براى ابوا،
سازهاى زهى و كوبى)
اپوس صد و بيست و پنج (ش1375/1996م)................... .....![click to download]()
مشايخى به سنت سمفونيك در موسيقى بسيار
علاقهمند است و معتقد است، فقط با تطبيق دادن اين سنت با زمان
مىتوان شكل سمفونيك و درنتيجه آثار با ارزش گذشتگان را حفظ كرد.
بنابراين سمفونىهاى او از طرفى بزرگداشت سنت و از طرفى نمونه
نوآورى است. سمفونى ششم يك سمفونى كنسرتانت براى ابوا، سازهاى
كوبى و اركستر زهى است. قسمتهاى اول و آخر تحت تأثير فرم سونات
نوشته شده و قسمت دوم در حقيقت يك كادانس طولانى است كه در آن
نوازنده به نكات مشكل و ظريف تكنيكى فائق مىآيد.
منوچهر صهبايى كه خود يك نوازنده برجسته ابوا
است مشاور و راهنماى مشايخى در تصنيف كادانس بوده است. در قسمت
سوم، ارائه انتزاعى ريتمهاى ايرانى، الهام بخش موسيقى ابواست كه
توسط اركستر همراهى مىشود. سمفونى ششم مشايخى در كنار سمفونى
چهارم، نقطه اوج سبكى است كه او با سرى تناقضات آغاز كرده و آن
را موسيقى (نسبى( مىنامد. در اين سبك، نسبت و تأثير متقابل
پديدههاى صوتى و تفكرات موسيقى، موضوع اصلى آفرينش قطعه است.
پيشنهاد تصنيف اين سمفونى از طرف منوچهر صهبايى بوده و سمفونى به
او تقديم شده است.
(ر.ك.به توضيحات پايانى، سمفونىها)
و در اين بداهه
اپوس صد و بيست و شش شماره يك و دو (ش1376/1997م)
قطعه "و در اين بداهه" از جمله اولين قطعاتى
است كه مشايخى براى اركسترهاى مركب از سازهاى ايرانى و غير
ايرانى تصنيف كرده است و اولين بار براى ويولون و اركستر نوشته
شده (اپوس 126 شماره 1( تنظيم دوم اين قطعه براى ويلنسل و اركستر
است. در اين اثر همانند چند اثر ديگر، مشايخى يك ساز غربى را به
شكل تكنواز در برابر اركستر مركب از سازهاى ايرانى قرار مىدهد.
در قطعه، موقعيت نتهاى اركستر، به طور تقريبى پيش بينى شده
است،ضمن اينكه نوازندگان آزادى عمل زيادى در انتخاب و گزينش
نتهاى دلخواه دارند (ر.ك. به توضيحات پايانى، اركستر موسيقى
نو)
سونات شماره يك براى پيانو
اپوس صد و بيست و هفت شمارههاى يك و دو (ش1376/1997م)
سونات براى پيانو و اركستر چه از نقطه نظر
اجرايى و چه از نظر ارتباط با شنونده، قطعهاى نسبتاً راحت است.
تقسيمات سه تايى، قسمت اعظم پرداختهاى مربوط به تم اول را در
برگفته و تم دوم، از پيكرههايى تشكيل شد، كه در آنها بداهه
نوازى نقش مهمى ايفا مىنمايد. تنظيم دوم اين اثر براى ويولون و
اركستر است (ر.ك. به توضيحات پايانى در خصوص اركستر موسيقى
نو)
سونات براى ويولون يا ويلنسل، پيانو و اركستر
سازهاى ايرانى
اپوس صد و بيست و هشت شماره يك و دو (ش1376/1997م)
اثر در دو تنظيم تصنيف شده كه عبارتند از سونات
براى ويولون و پيانو و اركستر اپوس 128 شماره 1 و سونات براى
ويلنسل، پيانو و اركستر اپوس 128 شماره 2. با مقايسه اپوس 126 و
اپوس 127 اين اثر، از وسعت بيشتر، تكنيك مشكلتر و فضايى
انتزاعىتر، برخوردار است و بى شك مىتوان آن را يكى از مهمترين
قطعاتى كه اركستر موسيقى نو اجرا كرده است قلمداد كرد. در اينجا
نيز مانند اكثر قطعات مشايخى كه با عنوان سونات تصنيف شدهاند،
با برداشت كاملاً شخصى آهنگساز از اين فرم كلاسيك برخورد
مىكنيم. برداشتى كه فقط در خطوط كلى، به خصوص موضوع گسترش
"ايدههاى متضاد" از سونات كلاسيك الهام گرفته است. (ر.ك. به
سبكشناسى، فرم و شالوده شكنى و اركستر موسيقى نو)
يك كلاژ ايرانى براى سازهاى بادى، كوبى و زهى
اپوس صد و بيست و نه (ش1376/1997م)
در جستجو و تدوين طرز تفكر Meta-x، مشايخى در چند اثر، به
تمها و مصالحى گوناگون از سبكهاى مختلف و گاهى از فرهنگهاى
متفاوت، پرداخته است. يكى از آن قطعات، كلاژ ايرانى است كه در
حقيقت ساختارى پيچيدهتر از يك كلاژ است. در اينجا موسيقى آتنال
در برخوردهايى با موسيقى ايرانى، زير يك چتر آورده شده. (ر.ك.
بهسبكشناسى، Meta-x)
همراه شوپن
براى پيانو
اپوس صدو سى (ش1377/1998م)
اثر، گفتگويى است بين آثار مشايخى و آهنگساز
مورد علاقهاش، فردريك شوپن. قطعاتى از شوپن كه در اينجا به كار
گرفته شدهاند عبارتند از بالاد، دومينور و والسهاى لامينور و
مىمينور و آثارى از مشايخى همچون سونات شماره يك پيانو و اتود
شماره پانزده پيانو كه صريحاً استفاده شدهاند ضمن اينكه مشايخى
گاهى، موتيفهاى شوپن را، با استفاده از آكوردشناسى خود ارائه
مىكند و گاهى رابط هايى كه براى اين اثر نوشته شدهاند، در خدمت
فضاى كلى قطعه قرار مىگيرند (ر.ك. به سبكشناسى، Meta-x)
كلاژ
براى ويلنسل، پيانو و سازهاى كوبى
اپوس صدو سى و يك (ش1377/1998م)
چنانكه از نام اين قطعه بر مىآيد، از تركيبات
كلاژ مانند به وجود آمده است. مشايخى در اين قطعه به آثار ويلنسل
و پيانو رجوع مىكند كه طبيعتاً به كمك رابطهاى جديدى در كنار هم
قرار مىگيرند. چنين "نقل قولهايى" در مورد سازهاى كوبى به كار
گرفته نشدهاند.
لُرى
براى اركستر
اپوس صد و سى و دو (ش1377/1998م)
لرى از جمله ضمائم بحث آكوردشناسى مشايخى، تحت
عنوان "آهنگسازى براساس بخش اصلى" است و از اين نقطه نظر مىتوان
آن را با سوئيت ايرانى براى سازهاى زهى(اپوس 137) و سمفونى پنجم (اپوس
112) مقايسه
نمود.
در اين قطعه يك ترانه محلى، موضوع اصلى و شكل
قطعه تا حد زيادى يادآورد "رندو" است. "تم اصلى" نيز در مقدمه
اركستر و در بسطهاى گوناگون با "تمپوهاى" متفاوت، معرفى مىشود.
(ر.ك. به توضيحات پايانى در خصوص آكوردشناسى ملهم از بخش
اصلى)
جشن
براى پيانو و گروه سازهاى كوبى ايرانى
اپوس صد و سى و سه شماره يك و دو (ش1377/1998م)
قطعه، يكى از مهمترين نمونهها در پرداختن به
Meta-x است و
مشايخى آن را در دو تنظيم ساخته است كه عبارتند از:
جشن براى پيانو و سازهاى كوبهاى ايرانى اپوس
133 شماره 1
جشن براى پيانو و سازهاى كوبهاى غير ايرانى
اپوس 133 شماره 2
در قطعه جشن، شيوههاى "آتنال براساس تم"،
"آتنال بدون تم"، "موسيقى بومى ايران" و "الهامات آوازى"، در
متنوعترين جلوهها، در مقابل و در كنار هم قرار داده شدهاند.
تنظيم اول اين قطعه در تهران توسط اركستر موسيقى نو وبا تكنوازى
خانم فريماه قوام صدرى اجرا شده است و تنظيم دوم، توسط گروه
كوبهاى كنسرواتوار نوور با تكنوازى خانم پرى بركشلى به اجرا
درآمد. (ر.ك. به سبكشناسى، Meta-x) |