|
اتود براى ويولون سولو
اپوس صد و سى و چهار (ش1377/1998م)
قطعه كوتاهى كه با الهام از چهارگاه تصنيف و به
مازيار ظهيرالدينى، تقديم شده است. اثر متأثر از آكوردشناسى
مشايخى است. (ر.ك. به توضيحات پايانى در خصوص
آكوردشناسى)
آن طرف اتمسفر، شماره دو
اپوس صد و سى و پنج (ش1377/1998م)
اين قطعه با استفاده از قطعه مادر (آن طرف
اتمسفر شماره يك) براى دو تريوى تنبك و اركستر سازهاى ايرانى، به
همراهى نوار الكترونيك تصنيف شده است. اصوات نوار مادر، توسط
مدولاسيون الكترونيك، براساس "موسيقى براى سه تنبك" (اپوس
37) تنظيم شده
است. (ر.ك. به اپوس 46 و اپوس 37)
سونات براى كلارينت، پيانو و اركستر
اپوس صدو سى و شش (ش1377/1998م)
سونات كلارينت، پيانو و اركستر در حقيقت شكل
دومى از سونات كلارينت و پيانو است. در اين اثر، طبيعتاً به دليل
تنظيم جديد، تغييراتى در اصوات كلارينت و پيانو به وجود آمده
است. اين قطعه را محمد حسين پورمعين و تينا مشحون، به همراهى
اركستر موسيقى نو، در آذر ماه 1377 براى نخستين بار به اجرا
درآورند و پس آن چندين بار توسط سارا توسلى و شورا بيوك آقايى به
همراه اركستر موسيقى نو، اجرا شد.
قطعه به غلامحسين غريب اولين استاد برجسته
كلارينت ايران تقديم شده است.
سوئيت ايرانى
براى سازهاى زهى
اپوس صد و سى و هفت شماره يك و دو (ش1377/1998م)
سوئيت ايرانى، يكى از ضمائم اصلى آكوردشناسى
آهنگساز، موسوم به "آكوردشناسى براساس بخش اصلى است" و در ادامه
قطعات پنج گانه او براى اركستر زهى، تصنيف شده است كه بر اين
اساس به موتيفهايى از قطعه داستانهاى كوتاه و پروانه كوههاى
زاگرس نيز اشاره شده.
تنظيم دوم سوئيت ايرانى (اپوس 137 شماره
2) براى كوراتت
زهى است كه توسط صنم قراچه داغى انجام شده است. سوئيت شامل چهار
قسمت است كه در شيوه قديمى آهسته تند، آهسته تند، تحرير شده.
(ر.ك. به توضيحات پايانى، ضمائم پنج گانه و آكوردشناسى ملهم از
بخش اصلى)
سونات شماره دو براى پيانو و اركستر
اپوس صد و سى و هشت (ش1378/1999م)
سونات شماره دو براى پيانو و اركستر، در يك
موومان است و مانند ساير قطعات مشايخى كه تحت عنوان "سونات"
نگاشته شده است، در آن با نوعى گفتگو بين چند اتمسفر، برخورد
مىشود. در مقام مقايسه با سونات اول آهنگساز براى پيانو و
اركستر، بايد گفت كه اين اثر از شكلشناسى كلاسيك، بسيار دور است
و از نظر تكنيكى قطعه دشوارى محسوب مىشود.
اثر به امانوئل مليك اصلانيان آهنگساز معاصر و
از دوستان مشايخى تقديم شده است.
(ر.ك. به توضيحات پايانى در خصوص اركستر موسيقى
نو)
واريانت
براى ويولون سولو
اپوس صدو سى و نه (ش1378/1999م)
واريانت برخورد بداهه وارى است با يك تم كه
نخستين بار براى ويولون سولو نوشته شده و به آريا صهبايى تقديم
شده است. نمىتوان اين قطعه را به عنوان قطعهاى در فرم "تم و
وارياسيون" تعريف كرد به همين علت، عنوان "واريانت" براى آن
انتخاب شده است. هر چند از نقطه نظر ظاهرى تقسيم بندى تمها و
اپيزودهاى ميانى ما را به ياد روندو مىاندازد و يا اشاراتى مكرر
به تم نظر را به سوى تم و وارياسيون جلب مىكند، اما، در اينجا
در حقيقت تم سرچشمهاى است براى شكلگيرى تمهاى جديد كه طبعاً
با تم اصلى خويشاوند هستند. واريانت شماره يك در سه تنظيم مختلف
تصنيف شده است.
- واريانت براى ويولون سولو، اپوس 139 شماره 1
- واريانت براى ويولون آلتو، اپوس 139 شماره
2
- واريانت براى ويلنسل، اپوس 139 شماره
3
(ر.ك. به توضيحات پايانى در خصوص فرم بداهه و
واريانت.)
چهارگاه شماره دو
براى ويلنسل، نوار و اركستر
اپوس صد و چهل (ش1378/1999م)
اين اثر نقطه اوجى براى بخشى از مطالعات و
تحقيقات آهنگسازى مصنف به شمار مىرود. چهار گاه شماره 2 تركيبى
است از تكنوازى تار، به همراهى اركستر و همراهى نوار كامپيوتر.
نوار كامپيوترى كه اين قطعه را همراهى مىكند از قطعه "ميترا"
اپوس 90 استخراج شده است كه به نوبه خود تكاملى از قطعه "چهارگاه
شماره يك" اپوس 75 به شمار مىرود. در پديد آوردن اصوات قطعه
ميترا، "على رئيس فرشيد" به عنوان تكنواز ويولون نقش اصلى را بر
عهده دارد.
آواز شماره يك
براى ساز سولو و اركستر ايرانى
اپوس صد و چهل و يك (ش1378/1999م)
دريچهاى به سمت و سوى موسيقى چند صدايى سازهاى
ايرانى، در تركيبى از همنوازى اركستر.
اين قطعه راهگشايى براى آهنگسازان جوان است كه
مايل هستند، نهايتاً بين موسيقى سنتى و پويايى، رابطهاى ببينند.
از اين قطعه تنظيمهايى نيز براى آلتو (اپوس 141 شماره
2) كمانچه
(اپوس 141 شماره 3) و سنتور (اپوس 141 شماره 4) و كلارينت (اپوس 141 شماره
5) موجود است.
آواز شماره يك، براى ويلنسل سولو در مكالمه با اركستر نوشته شده
و به "صنم قراچه داغى" تقديم شده، ضمن اينكه مكرراً توسط او و
لعيا اعتمادى (نوازنده ويولون آلتو) اجرا شده است. آواز شماره
يك بر روى CD
انتشار يافته است.
سولو براى ويولون يا كلارينت و اركستر
اپوس صد و چهل و دو (ش1378/1999م)
اثر قطعهايى است در يك قسمت كه در دو شكل
تصنيف شده است:
- موسيقى براى ويولون و اركستر (اپوس 142 شماره
1)
- موسيقى براى كلارينت و اركستر (اپوس 142
شماره 2)
در قطعه، اختلاف رنگها موضوع اصلى را تشكيل
مىدهد. ما در شرايطى متفاوت با سولوى كلارينت برخورد مىكنيم،
اركستر در هر دو مورد از سازهاى ايرانى تشكيل شده و هنگامى كه
كلارينت، سولو را برعهده دارد، تعداد سازهاى زهى بين المللى
اركستر بيشتر مىشود (ويولون، ويلنسل و...) هنگامى كه ويولون عهده دار
سولو است تعداد سازهاى بادى چوبى، بيشتر خواهد بود (كلارينت،
ابوا و...)
سمفونى شماره هفت
اپوس صد و چهل و سه (ش1378/1999م)
اين اثر، قطعهاى چند رسانهايى است. به
گونهايى كه تصوير سه جريان در كنار يكديگر، تدوين شدهاند:
ماجراى نخست، لحظههايى از خاطرات گذشته مصنف
را تشكيل مىهند.
دومين جريان، داستان زندگى پيانيست جوانى است
كه به مرگى زودرس ختم مىشود.
سومين داستان، تمرينهاى او است با اركستر
موسيقى نو.
ادغام اين سه جريان در كنار هم نخستين شكل
سمفونى 7 را شكل مىدهند.
دومين شكل اين سمفونى، نمايش شكل اول به همراهى
اركستر به صورت زنده است.
(ر.ك. به توضيحات پايانى در خصوص
سمفونىها)
باغ خدا
اپوس صد و چهل و چهار (ش1378/1999م)..............................![click to download]()
"باغ خدا" اثرى براى اركستر ايرانى است. در اين
قطعه، كلارينت نقش مهمى مىيابد. از نقطه نظر فنى، قطعه كاملاً
از تكامل تماتيك به دور است و رنگآميزىها سرنوشت قطعه را معين
مىسازند. "باغ خدا" با اينكه با الهام از قطعهايى به همين نام،
از غلامحسين غريبتصنيف شده است، به هيچ وجه توصيفى نيست و آن را
مىتوان از جمله آثار "موسيقى تداعى معانى" مشايخى محسوب كرد.
(ر.ك. به توضيحات پايانى در خصوص تداعى معانى)
"و در اين تنهايى"
اپوس صد و چهل و پنج (ش1378/1999م)
اين قطعه براساس شعر شاعر معاصر، سهراب
سپهرى به نام "واحهايى در لحظه" تصنيف شده و آهنگساز
ترجيح داده آن را "و در اين تنهايى" بنامد كه عنوانى است استخراج
شده از شعر.
در اين اثر، شعر در اجزاى تشكيل دهندهاش، توسط
اعضاى كُر، يا خود اركستر، زمزمه مىشود و گويندهايى شعر را در
حالت گفتگو با اركستر بيان مىكند. تنها سازهايى كه اين جريان را
همراهى مىكنند، سازهاى كوبهايى هستند. قطعه به خانواده سهراب
سپهرى تقديم شده است.
"سمپوزيوم"
براى پيانو
اپوس صد و چهل و شش (ش1379/2000م)
دربين گزارشهايى كه افلاطون از جلسات بحث سقراط
ارائه مىدهد، "سمپوزيوم" جايگاه مخصوصى را اشغال مىكند. در
اينجا صحبت از عشق است، در جلوههاى گوناگون و در متنوعترين
توضيحات و برپايه جذابترين استدلالها.
به دليل احترام فراوانى كه مشايخى براى اين دو
متفكر قائل است و به دلايلى كه در بالا ذكر شد، قطعهايى را كه
در بافتى كاملاً محاسبه شده براى بيان Meta-xانتخاب مىكند، با نام
منتخب از جانب "افلاطون" مزين مىسازد. (به نقل از
مصنف)
در اين اثر، نظامهاى صوتى از پيش تعريف شده در
تقسيمات غير مساوى در دو دست نوازنده، محمل بيانهاى متفاوت،
متضاد و در عين حال مكمل يكديگر مىشود. دستهاى چپ و راست
نوازنده، متناوباً افكار انتزاعى و گرايشهاى ايرانى را در همراهى
يكديگر و يا در تقابل با يكديگر به اجرا درمىآورند. طبيعى است
كه اجراى چنين قطعهايى براى نوازنده تقريباً غير ممكن به نظر
مىرسد، اما غير ممكن نيست.
سمفونى شماره هشت (متاايكس)
اپوس صد و چهل و هفت (ش1379/2000م)
اين سمفونى، يك سمفونى "كنسرتانت" است. به اين
معنا كه سمفونى براى اركستر و پيانو تصنيف شده است و تكنوازى
پيانو تا حد معمول در كنسرتوهاى پيانو بدون آنكه اركستر نقش
اصلى را از دست بدهد سنگين است. اين سمفونى به تعبيرى، نقطه اوج
تفكر Meta-x به
شمار مىرود و در عين حال، جايگاهى خاص بين سمفونىهاى مصنف
دارد. در اين اثر آهنگساز، اركستر را به چهار گروه بادى چوبى،
بادى برنجى، كوبهايى و زهى تقسيم مىكند و در مناطق گستردهاى
محل اجراى نت از پيش تعيين شده را به عهده رهبر مىگذارد كه او
نيز به نوبه خود، مىتواند تصميم نهايى را با مشورت نوازندگان
اتخاذ كند.
در بخشهاى وسيعى نيز، آهنگساز به اعلام منطقه
قناعت كرده، و تصميم را برعهده نوازنده مىگذارد.
در الهامهاى ايرانى سمفونى هشتم، به "شور"
توجه زيادى شده و قطعه در كل، دنيايى از لحظات متنوع و گاه متضاد
را در برمىگيرد كه زير چترى وسيع، به نوعى وحدت دست مىيابند.
(ر.ك. به سبكشناسى و توضيحات پايانى در خصوص Meta-x)
كوارتت زهى شماره سه
اپوس صدو چهل و هشت (ش1379/2000م)
كوارتت شماره 3 از نظر تفكر موسيقيايى به قطعه
سمپوزيوم (اپوس 146) بسيار نزديك است، يعنى در اينجا نيز ملهم از
تفكر Meta-xبه طور همزمان، ايدههاى مختلفى را تعقيب مىكنيم كه
بعضى در روابط "آتماتيك " (فارغ از روابطى كه با تم قابل توضيح
هستند.) و بعضى
در مايههاى ايرانى تصنيف شدهاند. در اينجا برخلاف قطعه
سمپوزيوم كه در آن ايدههاى گوناگون به طور همزمان به عهده دو
دست نوازنده گذاشته مىشود، نوازندههاى كوارتت زهى هستند كه هر
يك به نحوى در گفتگوى ايدههاى متفاوت و متضاد، شريك
مىشوند.
آواز شماره دو
اپوس صد و چهل و نه (ش1379/2000م)
آواز شماره دو در واقع ادامه و مكمل آواز شماره
يك است. چهار چوبهاى چند صدايى ملهم از موسيقى آوازى ايران توسط
فضاهاى بداهه نوازى ايرانى شكل مىگيرد. در اين قطعه، از
آهنگسازى هنرى به عنوان بسترى براى بداهه نوازى دستگاهى استفاده
شده كه در نهايت، راهگشاى انبساط موسيقى ايران در ابعادى بسيار
وسيع است.
در اين اثر، اركستر زمينه بداهه نوازى آوازى را
آماده مىكند و تكنوازىها متناوباً توسط سنتور،تار، كمانچه،
تمبك و نى انجام شده، گفتگوايى ايرانى با بهره از روند بين
المللى موسيقى شكل مىگيرد.
افليا شماره دو
براى پيانو و اركستر
اپوس صد و پنجاه (ش1379/2000م)
افليا شماره دو در ادامه افليا شماره يك، توان
سازهاى ايرانى را در نمايش اصوات بكر و بدون مشابه، تجربه
مىكند. در اينجا نيز "بداهه" فرم اصلى قطعه را تشكيل مىدهد و
مشايخى به دنبال فرمزدايى از سنتها و در خدمت نوآورىهاى
شكلشناسى، آن را به كار گرفته، هر دو زبان اصلى موسيقى، يعنى
زبان برگرفته از مليتها، موقعيتها و فرهنگها و زبان ملهم از
روابط پارامترهاى موسيقى در يك آهنگسازى هنرى را عرضه مىكند.
واريانت شماره دو
براى پيانو
اپوس صدو پنجاه و يك (ش1380/2001م)
پس از اجراى قطعه واريانت شماره يك، توسط صنم
قراچه داغى، تنظيم آن براى پيانو، توسط خانم قوام صدرى به مشايخى
پيشنهاد داده شد. با در نظر گرفتن اينكه، وسعت عمل در پيانو،
بسيار متفاوت از ساير سازها است، مشايخى عملاً با الهام از ايده
اصلى قطعه واريانت، قطعه جديدى نگاشت كه آن را واريانت شماره دو
ناميد. واريانت شماره دو در كنار قطعه "فرار" نمونه بسيار وسيعى
از فرم بداهه است. يعنى فرمى كه در آن تمهاى خويشاوند از درون تم
مادر متولد مىشوند و بسط مىيابند. از آنجايى كه اشارات مكررى
به ايده اصلى وجود دارد آهنگساز، قطعه را "واريانت" ناميده است.
در قسمتهاى ما بين اين اشارات، همانطور كه گذشت، با موتيفهاى
جديدى برخورد مىكنيم كه در انبساط خود تمهاى جديد را القا
مىكنند. اين نوع بسط نيز برگرفته از فرم بداهه است. (ر.ك. به
توضيحات پايانى در خصوص فرم بداهه)
متا ايكس، شماره يك
براى ويلنسل و اركستر زهى
اپوس صدو پنجاه و
دو (ش1380/2001م)
در متاايكس شماره يك اپوس 152، سولوى ويلنسل در
مقابل اركستر قرار مىگيرد. اين اركستر هم مىتواند اركسترى زهى
باشد و هم يك اركستر مركب از سازهاى ايرانى به اين ترتيب در
اينجا نيز با دو پرداخت مختلف از يك اپوس برخورد مىكنيم،
1- متاايكس شماره 1، براى ويلنسل و اركستر غربى
(اپوس 152 شماره 1)
2- متاايكس شماره 1، تنظيم براى ويلنسل و
اركستر ايرانى (اپوس 152 شماره 2)
در قطعه متاايكس شماره 1 ويلنسل نقشى مشابه
پيانو در سمفونى هشتم مىيابد يعنى متناوباً پيكرههاى ايرانى و
انتزاعى اعم از تماتيك و غير تماتيك را به عنوان تكنواز در مقابل
اركستر قرار مىدهد.
متاايكس، شماره دو
اپوس صد و پنجاه و سه (ش1380/2001م)
نوعى برخورد تكنوازى با تفكر Meta-x است و از اين نظر يادآور
سمفونىهاى مجلسى شوئنبرگ، سمفونى آنتون وبرن و طبيعتاً قطعات
زيادى كه آهنگسازان نيمه قرن بيستم و نيمه دوم قرن بيستم، با
نگاهى جديدبراى ساز سولو نوشتهاند، به شمار مىرود.
در عين حال تكيه و توجه مشايخى بر "گفتگوى چند
فرهنگى"، Meta-x
را از قطعات فوق متمايز مىكند. در قسمتهايى از اثر، صداى پيانو
دچار دخل و تصرفاتى مىشود و در بخشهايى نيز سازهاى زهى، با
ميكروفونهايى كه به بدنه ساز مىچسبد، چه از نظر كمى و چه از نظر
كيفى، دچار تغيير صدا مىشوند.
سكوت شماره چهار
اپوس صد و پنجاه و چهار (ش1381/2002م)
در سكوت شماره چهار، آنچه در سكوتهاى
شماره يك تا سه صورت مىگيرد، از نظر اصوات خلاصه مىشود و از
نظر سكوت وسعت مىيابد. چنانكه سكوت زمينهايى براى خلق
پيكرههاى رنگين صوت به شمار مىرود. تمايز كاملاً مشخص اين اثر
از سكوتهاى شماره يك تا سه به اين دليل است كه سكوت شماره چهار
براى سازهاى ايرانى تصنيف شده و از نظر روابط تُنها نيز حاوى
القائات ايرانى است. ضمنا در قطعه، گاهى مصرع "جرس فرياد مىدارد
كه برببنديد محملها" توسط نوازندگان زمزمه مىشود. از نقطه نظر
فنى لحظاتى در اين اثر، حاصل تجربياتى است كه آهنگساز در قطعاتى
مانند "افليا شماره يك" و "در اين تنهايى" داشته است. در اينجا
تقسيم بندىهاى سكوت با الهام از "نسبت طلايى" شبيه به سكوت
شماره سه، از يك ثانيه شروع مىشود وتا 55 ثانيه تداوم مىيابد و
از ميانه قطعه به طور معكوس از 55 ثانيه شروع مىشوند تا به يك
ثانيه برسند كه با اختيار رهبر مىتوان اجراى مصرع حافظ را نيز،
در فضاى آن قرار داد.(براى بررسى بيشتر ر.ك.به توضيحات سكوتها
اپوس17 12 و 43)
اتود براى پيانو
اپوس صد و پنجاه و پنج (ش1381/2002م)
اتود كوتاهى است براى پيانو با تأثير از موسيقى
ايرانى كه در چاپ جديد آثار ايرانى براى پيانو، منتشر شده است.
گرافيك براى پيانو
اپوس صد و پنجاه و شش (ش1381/2002م)
مجموعهايى از چند قطعه، كه نوازنده را از
اتفاقات پيش بينى شده به طرف موسيقى ملهم از گرافيك سوق مىدهد.
اسپكتروم شماره دو (ش1381/2002م)
براى اركستر
اپوس صدو و پنجاه و هفت
رجوع شود به اسپكتروم شماره يك اپوس
64.
سونات شماره دو براى فلوت و پيانو
اپوس صد و پنجاه و هشت (ش1381/2002م)
سونات دوم فلوت براساس تفكر Meta-x نوشته شده. فضاى
قطعه ادغامى است از "حالتهاى ايرانى" و "پيكرههاى اتماتيك". اين
سونات در يك موومان تصنيف شده است.
(ر.ك. به سبكشناسى، Meta-x)
سونات شماره دو براى پيانو
اپوس صد و پنجاه و نه (ش1381/2002 م)
اين سونات نيز در شيوه Meta-x نوشته شده و در آن بعضى
از پيكرههاى صدا زمينه بداهه نوازى مىشود. سونات دوم پيانو
مشايخى در يك موومان تصنيف شده است. (ر.ك به سبكشناسى،
Meta-x) |