موسيقى روى بوم

اصولاً فرآيند انتقال موسيقى توسط نمادها به مجرى نوعى گرافيك است. خط موسيقى آنچنان كه در اروپاى مركزى، طى چند قرن شكل گرفت، منجر به، معيارهايى شد كه حاصل تفكرات موسيقايى دوران غنى موسيقى مانند باروك، رمانتيسم و كلاسيك را، به آيندگان منتقل كرد. كمتر ابزارى در طول تاريخ به اندازه شيوه نت نويسى موسيقى كلاسيك تا اين اندازه مورد استفاده قرار گرفته است. اما نهايتاً در قرن بيستم، سلطه بى رقيب اين شيوه، تا حدودى در هم شكسته شد.

علت اين مسئله اين بود كه انبساط همه جانبه موسيقى در قرن بيستم، به مرحله‏ايى رسيد كه آهنگسازان براى بيان تفكرات خود احتياج به علائم جديدى داشتند، به اين ترتيب، بسيارى از آهنگسازان به تدريج در آستانه نيمه قرن بيستم شروع به طرح نمادهاى جديد و طبيعتاً تعاريف متعدد براى منتقل كردن افكار موسيقيايى خود كردند. مشايخى از حدود سالهای 1965-1968 م، به اين باور ايمان يافت كه نت نويسى كلاسيك، ديگر قادر به بيان كامل افكار او نيست. در حدود سال 1975، اليزابت هولت هاوس به سفارش و پيشنهاد مشايخى طرح‏هايى براى جلد صفحات موسيقى او تهيه كرد كه در آن‏ها از نمادهاى موسيقى استفاده شده بود. اين تصاوير به نوبه خود، الهام بخش مشايخى براى طرح نمادهاى جديدتر شدند.

 هنگامى كه در حدود 1980 م، دكتر فرانس هولت هاوس، گرافيك‏شناس آلمانى، برحسب تصادف، قطعه گسترش شماره چهار براى پيانو، اثر مشايخى را ديد، )اثرى كه به سال 1972 نگاشته شده بود( به او پيشنهاد كرد كه صفحات آن قطعه را قاب كند و به عنوان اثر نقاشى به نمايش گذارد.

 به اين ترتيب، مشايخى به سبكى در نگارش موسيقى دست يافت كه خود آن را "موسيقى روى بوم" نام مى‏نهد. منظور از موسيقى روى بوم، به وجود آوردن پارتيتورهايى است كه از تابلوهاى نقاشى تشكيل شده باشد و چنين اثرى مى‏تواند در كنسرتهاى نمايشگاهى اجرا شود. به اين ترتيب كه تابلوها كه در مجموع نماينده يك پارتيتور موسيقايى هستند، در سالنهاى متفاوت، به نمايش گذاشته مى‏شوند و نوازندگان براساس نقشه‏اى كه از پيش طراحى شده موسيقى را از روى تابلوها به اجرا در مى‏آورند و شنوندگان همانطور كه در يك نمايشگاه نقاشى مرسوم است، سالنهاى متفاوت را بازديد مى‏كنند و در حال تماشاى نقاشى، "تابلو" را مى‏شنوند. اين شيوه كار، باعث شده كه مشايخى تدريجاً به زبان خاصى در نقاشى دست يابد و دست به خلق آثارى زند كه در نمايشگاههاى مختلف، مكرراً به نمايش درآمده‏اند. از مهمترين آثارى كه مشايخى در حاشيه موسيقى خود و بيشتر در حوزه نقاشى و نه به عنوان اثر اجرايى خلق كرده است، مى‏توان مجموعه شهرزاد را نام برد. اين مجموعه در نه قسمت با عناوينى كه مشايخى براى قسمتهاى مختلف شهرزاد انتخاب كرده، تهيه شده و اولين بار در گالرى هفت ثمر در تاريخ م 1378/1999 ش به نمايش گذارده شده است